
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود یاد باد آن صحبت
عرفان و حکمت اسلامی
برای خرید مجموعه آثار و تالیفات حضرت استاد غفاری به بخش فروشگاه مراجعه کنید

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود یاد باد آن صحبت

غزل 37 [: زلفت هزار دل به يكى تارِ مو ببست …] زلفت هزار دل به يكى تارِ مو ببست

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پی جانان بروم گر چه دانم که

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به

خوشا دردی!که درمانش تو باشی خوشا راهی! که پایانش تو باشی خوشا چشمی!که رخسار تو بیند خوشا ملکی! که سلطانش

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها به بوی نافهای کاخر

مهر خوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد تو مپندار که

در دلم بود که آدم شوم اما نشدم بی خبر از همه عالم شوم اما نشدم بود در پیر خرابات